همان طور که در مطلب پیشین گفته‌بودم سعی می‌کنم توضیحاتی در مورد چگونگی برنامه ریزیم بدهم و ابزار‌هایی که استفاده کردم را نیز معرفی کنم. اما پیش از آن که به ابزار‌ها و نکته‌های ریز برسیم به مواردی می‌خواهم اشاره کنم که به نظرم مهم است:

توجه: مواردی که به آن‌ها اشاره می‌کنم تجربه‌ی شخصی بنده است و امکان دارد نادرست باشد.

  • مقایسه برنامه: مقایسه‌ی برنامه خود با برنامه‌ی دیگران درست نیست و نسخه برداری از برنامه‌ی دیگران از آن اشتباه‌تر. این کاری بود که من انجام می‌دادم و همیشه به شکست می‌رسیدم. برای نمونه سعی می‌کردم برنامه‌ی روزانه‌ی کسانی که به نظرم به شرایط پایداری در اجرای برنامه‌هایشان رسیده‌اند را اجرا کنم و از آن جایی که شرایطشان با من متفاوت بود پس از مدتی از اجرای برنامه ناامید می‌شدم یا سعی می‌کردم بدانم آقا/خانم X چند ساعت در شبانه‌روز کار می‌کند که اکنون در کارش موفق است سپس سعی می‌کردم به همان اندازه کار کنم. به هیچ شکلی این کار را انجام ندهید زیرا شرایط شما با دیگران متفاوت است و فردی که برنامه‌اش را الگوی خود قرار می‌دهید برای خود برنامه‌ریزی کرده‌است نه برای شما.
  • انتخاب هدف: من هدف‌هایم را به ۳دسته تقسیم کردم: هدف‌های بلند مدت (بزرگ)، هدف‌های میان مدت (متوسط) و هدف‌های کوتاه مدت (کوچک/روزانه/هفتگی). به نظرم برای برنامه ریزی نباید از هدف‌های بزرگ یا کوچک استفاده کرد. برای نمونه هدف بلند مدت را داشتن بدن ورزیده، کم کردن ۵گیلوگرم را هدف میان مدت و انجام حرکات ورزشی را هدف کوتاه مدت (۲روز یکبار) در نظر بگیرید. حال اگر برنامه را فقط براساس داشتن بدن ورزیده پیاده کنید پس از مدتی خسته می‌شوید زیرا ۱-۲ماه کار کرده‌اید اما بدون شک در ۱-۲ ماه به بدن ورزیده نخواهید رسید و نتیجه‌ای که گرفته‌اید نسبت به هدفتان دور است و باعث ناامیدی می‌شود. همچینین اگر فقط براساس انجام حرکات ورزشی برنامه‌ریزی کنید کم‌کاری خواهید کرد زیرا هدف انجام آن حرکات است پس اگر ۵دقیقه هم حرکات ورزشی را انجام دهید به هدف رسیده‌اید. پیشنهاد می‌کنم هدف‌های میان مدت را برای هدف برنامه‌هایتان انتخاب کنید تا از به شکلی باشند که پس از ۱-۲ماه نتیجه را درک کنید و امیدوارتر شوید همچنین از کم‌کاری جلوگیری کنید.
  • همراه: داشتن همراه در رسیدن به هدف‌ها می‌تواند کمک بسیار خوبی به شما و همراهتان باشد. به این شکل که زمان‌هایی که مشکلی برای همراهتان پیش امد او را پشتیبانی کنید و همچنین او شما را پشتیبانی کند.

پس از موارد بالا به فکر برنامه‌ی روزانه برای خود باشید و از آن جایی که هر فردی باید برنامه‌ی خودش را داشته باشد توضیحی در این مورد نمی‌دهم. اما مهم‌تر از برنامه اجرای آن است و برای اجرای برنامه شرایطش نیاز است، پس سعی کنید بهترین شرایط را برای اجرای برنامه‌ی خود فراهم کنید. برای نمونه من ساعتم را ۱ساعت جلو بردم کاری که بریتانیا در زمان جنگ‌های جهانی می‌کرد. یعنی ۱ساعت در پاییز و زمستان و ۲ساعت در بهار و تابستان ساعت رسمی کشور را جلو می‌بردند. نتیجه‌ای که از این کارم گرفتم آن است که صبح‌ها زودتر از خواب بیدار می‌شوم و شب‌ها نیز زود‌تر می‌خوابم. نمونه‌ی دیگری که در این رابطه می‌توانم بیاورم آن است که من صبح‌ها از تلفن همراه برای بیدار شدن از خواب استفاده می‌کنم و به این نتیجه رسیدم که اگر تلفن نزدیکم باشد بدون آنکه متوجه شوم صدایش را قطع می‌کنم و دوباره می‌خوابم، پس تلفن را نزدیکم قرار نمی‌دهم.

پیشنهاد می‌کنم که برای برنامه‌ی خود ساعت مقرر نکنید و فقط انجام شدن فهرست را در نظر بگیرید. زیرا کار‌های پیشبینی نشده‌ای رخ می‌دهند که سبب می‌شوند نتوانید برنامه را سر ساعتی که برایش مقرر کرده‌اید انجام دهید و این عدم موفقیت دلیلی می‌شود برای آشفته شدن دیگر برنامه‌های روزتان.

اما نوبت رسید به نرم‌افزار‌هایی که استفاده می‌کنم:

  • Remember the milk: یک web application بسیار خوب برای مدیریت کار‌هاست. من آن را به jabber وصل کرده‌ام و کار‌هایی که باید انجام دهم را از این راه به من یاد آوری می‌کند.
  • Tasque: یک نرم‌افزار todo list ساده که توانایی استفاده از remember the milk را به عنوان backend دارد. پس به راحتی هر taskی که به آن اضافه کنم به remember the milk اضافه خواهد شد.

    tasque

  • Tomboy: بیش‌تر اوقات نخست یادداشت می‌نویسم و در صورت نیاز یادداشت را به فهرست کار‌هایی که باید انجام دهم تبدیل می‌کنم که این کار به لطف پلاگینی که tomboy برای کار با Tasque دارد بسار آسان است.

    tomboy

یک بار به شکل خلاصه می‌گویم: نخست با tomboy یادداشت می‌نویسم و اگر نیاز شد یادداشت‌ها را به Tasque اضافه می‌کنم که Tasque آن‌ها را به Remember the milk ارسال می‌کند. به این شکل همه چیز به یک web application ختم می‌شود و می‌توانم از هر جایی به آن دسترسی داشته باشم.

‌می‌دانم نوشته خیلی بلند شد. شاید در بعضی قسمت‌ها زیاده گویی کرده باشم یا بهتر بود مطلب را ۲قسمتی می‌کردم. در هر حال اگر می‌خواهید بیش‌تر از تجربه‌های موفق در زمینه‌ی برنامه‌ریزی بدانید پیشنهاد می‌کنم وبلاگ freeStyleMind را مطالعه کنید که از تجربه‌ی خود در تغییر عادت خوابش (سحر خیز شدن) در ۳۰ روز گفته است.

پینوشت: از همه‌ی دوستان که به من لطف داشتند درباره‌ی راست به چپ شدن آیدنتیکا ممنونم.