یک محیط کاری خوب
دستهبندی شده در حرف های خودم در مرداد.۰۷, ۱۳۸۹
به دعوت صادق عزیز، سعی میکنم تعدادی از خصیصههایی که به نظرم یک محیط کاری مناسب باید دارا باشد را بنویسم.
- شاید مهمترین چیزی که در فهرست من باشد، جدا بودن دفتر اداری و دفتر فنی است. دلایل زیادی میتواند داشته باشد اما ۲نمونه از اختلالهایی که در شرکتهایی که دفتر فنی/اداری یکسانی دارند دیدهام:
- زمانی که در حال برنامه نویسی هستید و بازاریابهای شرکت در حال کار هستند. باور کنید حتی گوش دادن به موزیک با استفاده از headset نیز جواب نخواهد داد تا از شر صدا خلاص شوید.
- وقتی کامپیوتر منشی شرکت اندکی ناز کند: فقط میتوانم بگویم خدا نصیب برنامه نویسهای داتنت (همان گرگ بیابان) هم نکند هر ۱دقیقه ۱بار شما را از پای کامپیوترتان بلند میکند تا مشکلی که وجود ندارد را درست کنید. - مخالف صمیمیت در شرکت نیستم ولی دلیلی نیز برایش نمیبینم. یکی از دفترهایی که در آن کار میکردم، زمان نهار را به صورت ثابت تنظیم کرده بود و همه در در آن ساعت اتاقی جمع میشدند برای صرف نهار. بگذریم که من حتی در آن جمع نیز حاضر نمیشدم ولی به نظرم سیاست خوبی را پیش گرفته بود.
- بدون شک اطلاع از روند پیشرفت کار همکارها باعث رقابت سالم میشود. این که من بدانم کاری که قرار بود همکارم انجام دهد به پایان رسیده باعث میشود من نیز دست بجنبانم، همین طور اگر در قسمتی از کار مانده باشد که من در آن تجربه دارم میتوانم کمکش کنم. به نظرم بهترین گزینه برای این ارتباطها کوتاه نویسی با استفاده از نرمافزارهایی مثل StatusNet یا ایجاد حساب خصوصی در twitter مخصوص کار است.
- محیط شرکت باید فقط محیط کاری باشد، جدا از مسائل مذهبی/سیاسی/قومی/… . برای نمونه اگر من روزه نمیگیرم (مذهبی نیستم) یا نماز میخوانم (مذهبی هستم) نباید باعث انگشتنما شدن من در شرکت شود.
- شرکت از نرمافزار آزاد حمایت کند. شامل پشتیبانی مالی، develop کتابخانه/نرمافزار، … . منظورم آن است که انجام علاقهی شخصیام (گسترش نرمافزار آزاد) موازی با تولید محصول در شرکتی که در آن کار میکنم باشد.
البته موارد بدیهی را فراموش نکنید:
- محیط آرام – کسی با صدای بلند موسقی سنتی گوش ندهد که فردی مانند من که اهل رپ/راک است اذیت شود.
- پیشرفت از نظر سطح دانش – نیاز به یادگیری/بهروز بودن برنامه نویسان
- …
پینوشت: آقایون، خانمها! لطفا تکبیر به علت به روز شدن وبلاگ


مرداد ۷م, ۱۳۸۹ در ۲۲:۳۷
استاد جان من می تونم مشکل موسیقی سنتی رو حل کنم یه آهنگ از Andy Moor میذارم براشون تا Bass بیاد شیشه ها هم باهاش میاد پایین خواستی بگو بفرستم برات D:
مرداد ۸م, ۱۳۸۹ در ۰۲:۲۳
موسیقی سنتی گفتی، یاد بنده خدایی افتادم که علاقه خاصی به موسیقی های به سبک دسته های عزاداری داشت …
مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۴
(بعد از تکبیر و اسفند و دعا که شاید به روز شدن وبلاگ شامل حال ما هم بشود )
تعصب بد چیزیست انقدر این روزها این جمله برام ثابت شده و ملموس شده که دارم به این نتیجه میرسم ویندوز رو هم دباره به زندگیم برگردانم lol . به نظر من هم بهترین محیط کار محیطی هست که هر کس با هر عقیده و روش و جنسیتی که داره احساس بدی نداشته باشه و چیزی به نام حریم خصوصی کارکنان جزء اولویت ها باشه .
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۹
سلام
زیبا بود
ارادتمند شما
فرزند کوچک دشتی بزرگ: داود بستان
به امید دیدار
یا حق
دی ۲۰م, ۱۳۸۹ در ۲۱:۲۹
سلام دوست من من نمی تونم ادرس امیل ایجاد کنم از شما راهنمای میخوام ممنون سخی
دی ۲۱م, ۱۳۸۹ در ۰۹:۴۴
شرمنده ولی کمک خاصی نمیتونم بهتون بکنم جز این که پیشنهاد بدم «ساخت ایمیل» را گوگل کنید
اسفند ۱م, ۱۳۸۹ در ۱۵:۴۶
سلام
آقا اگر ما بخوایم با شما وارد مذاکره بشیم و از شما در خواست کنیم که با ما همکاری کنید احتمال قبول کردن شما چقدره؟!
اسفند ۲م, ۱۳۸۹ در ۲۱:۱۸
سلام.
آقا همین که شما قبول میکنین من برای شما کار کنم خودش افتخاریه. راستش الان نمیدونم چطوری این افتخار نصیبم شده ولی به هیچ وجه نمیخوام این موقعیت رو از دست بدم
اسفند ۳م, ۱۳۸۹ در ۱۳:۱۸
من مسئله دست رسیم حل شده. کاملا دستم به وب می رسه. اگر ردیفه من آماده ام باز شروع کنیم